امسال حواس‌تان را جمع کنید!

مثل هر روز با تماس خانومم از خواب بیدار شدم و تا بیام لباس بپوشم و وسائلمو جمع کنم ساعت شده بود ربع به ۷ ، به یه عالمه عجله و هول هولکی دو لقمه صبحونه زدم و سوار اتوبوس شدیم و رسیدیم دانشگاه ، نزدیکای رودکی (دانشکده ادبیات دانشگاه هرمزگان) بودیم که یونس ازم پرسید : تو نمیخواستی کمربند ببندی؟ و من با ناباوری و ترس نگاهم رفت به سمت شلوارم ! آره کمربند نبسته بودم و هیچ کاریشم نمیشد کرد . شب قبلش با بچه ها رفته بودیم نمایشگاه آجیل و تنقلات و من چون اون یکی شلوارمو پوشیده بودم کمربند رو بسته بودم اون یکی و دیگه صبح از فرط عجله اصلا دقت نکرده بودم که این یکی شلوار کمربند نداره و پوشیده بودمش . اولش خواشتم کمربند یونس رو ببندم چون تیشرت داشت و کمربندش معلوم نبود اما چون واسه من نمیشد استفاده کرد مجبور شدم پیرهنم رو بندازم روی شلوارم . روز متفاوتی بود که به هر حال تموم شد . الن که داشتم به صبح فکر می کردم یاد اون تبلیغ تلوزیونی یکی از بانکا افتادم که میگفت امسال حواس‌تان را جمع کنید 🙂

بازدیدها: 140

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حسین اسلامی هستم ،  بی هدف افکار ذهن آشفته ام رو می نویسم و امیدوارم قرابتی بین نوشته های من و نگفته های خودتون احساس کنید .

و بگذار دیگران طور دیگر بیندیشند . من بر این باور نیستم که چارچوبه ی تکلیف مقام ما چندان تنگ باشد که بتوان از پس هر موعظه ای دست بر زانو نهاد و نشست ؛ آن سان که گویی تکلیفمان را به جای آورده ایم …

کانال تلگرامی من

آدرس

hoseineslami_ir
لینک کانال

حال و هوای این روزهای من

معمولا وقتی آهنگ خوش ریتم و گوش نوازی میشنوم چند روزی درگیرش می مونم ، گاه گداری (اگه هواس پرتی مانع نشه) بعضی هاش رو میذارم اینجا شما هم گوش بدید .

(مادامی که روی دکمه پخش کلیک نکنید موسیقی بارگذاری نخواهد شد)

«آرشیو آهنگ هایی که تا امروز در این قسمت قرار گرفته»