قصه من و لینوکس از کجا شروع شد؟

یکی از علایق همیشگیم تحصیل تو رشته مهندسی نرم افزار بود . جونمو حاضر بودم بدم ولی تو این رشته درس بخونم ، درسمم دبیرستان و پیش دانشگاهی بد نبود ، واسه خودم نقشه هایی داشتم ولی کنکور اون طور که من میخواستم پیش نرفت ،‌ جدای از این که…

کلافه و سردرگمم

یکی دو باری اینجا از وضعیت روحی این چند وقت اخیرم نوشتم ، اومدم دوباره شروع کنم منصرف شدم . احساس می کنم حق ندارم مدام بنویسم کلافه ام ، سردرگمم ، افسرده ام یا همچین صحبتایی ، شمای خواننده تو زندگی من نیستی و احتمالا هر بار که ببینی…

مرگ

مرگ چیه اصن؟ بابا خسته شدم بس که اینور و اونور خوندم که مرگ اینجوریه و اونجوریه و ترس نداره و کمال و … نمیدونم اصلا ، من با همه ی شما خیلی فرق دارم . من از مرگ میترسم و از گفتنش هم خجالت نمیکشم . من نمیتونم باور…

دو راهی

قرار گرفتن سر دوراهی سخته و سخت تر میشه وقتی از اول و آخر هیچکدوم مطمئن نیستی . رسیدم به بزرگترین دوراهی زندگیم و دیگه نمیتونم فکر کنم . چندین ماهه که دارم فکر می کنم و بیشتر فرسوده میشم و بدون هیچ نتیجه ای ادامه میدم . اون اوایل…

بازاریابی شبکه ای و مسیر غلطی که در ایران می پیماید

داستان از اون جایی شروع شد که یه روز از شماره ی ناشناسی تماس داشتم و از اون جایی که آقای عزیز اونور خط به معرفی دوستی دیگه تماس گرفته بود نمیشه گفت ایشون ناشناس بود یا قصد و غرضی داشت ، چند سوال درسی بود و پاره ای احوال…

همنظر بودن یا هماهنگ بودن؟

پیش نوشت : اختلاف نظری که در حدی پیشرفت کرده بود که به یک بحران تبدیل شده بود و جمع بستن این تفاوت نظر هم امکان پذیر نبود بهانه نوشتن این مطلب شد . در نهایت البته من به این نتیجه رسیدم که بسته به اهمیت اون ارتباط گاهی لازمه یکی…