انسداد

نکته : این نوشته تا حدودی حاصل فکر کردن با صدای بلند هست ، بعید به نظر میرسه فایده خاصی داشته باشه اما شاید براتون خوندنی باشه و شاید مشکلی مشترک بین من و تو .

کلمه انسداد رو اولین بار در کتابی از اروین یالوم دیدم ، یا اگه قبل از اون هم دیدم اولین باری که به عنوان یه کلمه شایسته ی تامل به چشمم اومد بین خوندن همون کتابه بود . یه نفر رفته بود پیش اروین یالوم و گله کرده بود که دچار انسداد نوشتاری هست ، حالا بماند که اصلا مشکلش یه چیز دیگه بود و به این بهانه خواسته بود یالوم رو کلا قانع کنه تا وقت ملاقات بهش بده ، در بیان دلیل مراجعه ش توضیحی آورده بود به این مضمون : «دوست نویسنده شما که مدتی است دچار انسداد نوشتاری شده نیاز به صحبت با شما دارد» .

یه عادت شاید خوبی که من دارم نوشتن اصطلاحات و عبارات و کلمات متفاوتی هست که توی کتاب ها می بینم (مثلا امروز تو یه کتابی عبارت «حتی قضیتها الامر» به نظرم جالب اومد و یادداشتش کردم) ، اما در مورد واژه انسداد یه موضوع دیگه ای هم در میون بود ،‌ انسداد دقیقا شرح وضعیتی بود که چند وقتی هست باهاش درگیرم ، و البته مشکل من فقط انسداد نوشتاری نیست بلکه کلا دچار انسداد فکری و عملی هستم ( شوخی : در گویش عامیانه به انسداد عملی میگن تنبلی 😀 ) ، به لحاظ فکری شاید قدرت تمرکز روی یک موضوع واحد رو خیلی وقته که از دست دادم ، به زحمت میتونم افکارم رو معطوف به موضوعات محدود کنم ، شاید دچار نوعی تخیل ورزی هستم ، که البته تخیل به خودی خود چیز بدی نیست اما در نهایت باید حاصل تخیلات آدم در زمینه ای نمود پیدا کنه . یکی از دلایلی که خودم برای این انسداد فکری بهش رسیدم پراکنده خوانی هست ، درست یا غلط در موضوعات مختلفی مطالعه می کنم ، در ماه گذشته کتاب هایی در موضوعات رمان ، روانشناسی ، جامعه شناسی و تاریخ و ادبیات رو مطالعه کردم و خب طبیعیه که با این وضعیت نمیشه توقع داشت افکار آدم سر و سامون بگیره ، دارم در این مورد فکر و مشورت می کنم ، شما هم اگه نظری داشتید حتما برام بنویسید .

طبیعیه که وقتی فکرت به زمینه واحدی مشغول نباشه عملت هم مختل خواهد بود ، شاید نیاز هست یه تجزیه و تحلیل کاملی از کارهایی که بهشون مشغولم انجام بدم و اونایی رو که ضروری نیستند خط بزنم .

0

2 پاسخ به “انسداد”

  1. سلام. من چند بار مطلب شما رو خوندم ولی دقیق متوجه نشدم. شما یکجا انسداد رو تنبلی معنی کردید یعنی کاری رو انجام ندادید. ولی جای دیگه از تمرکز نداشتن حرف زدید. اگر اشتباه نکنم منظورتون اینه که عدم تمرکز باعث تعویق توی انجام کاری یا همون به قول شما تنبلی شده. اگر اینجوره پیشنهاد می کنم کاری رو انجام بدید که فکرتون آزاد بشه. می تونید همه ی این افکاری که یکباره به ذهنتون هجوم میارن رو دسته بندی کنید مثلا ی تایمی رو اختصاص بدید به فکر کردن راجبه ی موضوع خاص. جلوی افکار دیگه رو هم بگیرید. اینجوری مقید میشید تو ی ساعت خاص فقط به یک چیز فکر کنید و به نتیجه برسید و اگر عملی هست انجامش بدید. و ترجیحا تا اتمامش سراغ کار دیگه نرید. امیدوارم تونسته باشم منظورم رو واضح بگم.
    راستی نوشتن اعداد از یک تا ی عدد خاص یا خط خطی کردن روی ورق برای خلاصی از افکار شلوغ و کلا رسیدن به ی ارامش نسبی خیلی کارامده.
    من سالهاست از این روش استفاده میکنم.
    ببخشید خیلی طولانی شد.

    0
    1. سلام ، در مورد ابهامتون اول این نکته رو بگم که تقریبا نمیشه کسی رو پیدا کرد که واقعا دوست داشته باشه بی تحرکی و بی عملی رو اما تعداد افرادی که کاری انجام نمیدن یا عمل کردن براشون سخته خیلی زیاده ، در واقع تنبلی همون انسداد عملی هست ، شخص دوست داره انجام بده یه کاری اما استارتش برایش خیلی سخته
      بابت پیشنهادهای خوبی هم که دادید ممنونم ، در مورد عدد نویسی قبلاً هم در موردش شنیدم و فکر می کنم ایده جالبی باشه .

      0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *