سواد داشتن چقدر مهمه و آیا سواد از ما آدم بهتری می سازه ؟

سواد به طور خاص و دسترسی به اطلاعات به طور عام چیزی هست که آدمیزاد رو از مرحله جهالت خارج میکنه ، صفت جهالت هم البته از نظر من چیز بدی نیست ، اون آدمی که میون جنگل های آمازون و تو یه قبیله زندگی میکنه و با دیدن هلی کوپتر به سمتش نیزه پرت میکنه یه نوع از جهالت رو نشون میده ، آدمی که از اقتصاد سر درنمیاره و البته ادعایی هم در زمینه اقتصاد نداره و تنها میدونه که باید خرجش از دخلش کمتر باشه موید یه نوع جهالت هست ، منی که از شیمی ، ترکیب های شیمیایی ، خواص محلول های آزمایشگاهی و … دانش چندانی ندارم هم نمونه یه نوع جهل هستم . اصولا آدمی رو نمیشه پیدا کرد که علامه دهر باشه (لازمه این رو هم یادآوری کنم که در زمان های گذشته به خاطر محدود بودن علوم امکان تسلط به علوم مختلف وجود داشته چنان که می دونیم خیلی از دانشمندان قرون دور همزمان به طبابت و نجوم و ریاضیات و کیمیاگری و هندسه و … تسلط داشتند در حالی که امروزه تسلط به یه شاخه ی علم هم امکان پذیر نیست  چه برسه به همه علوم )  و در مورد همه چیز دانش داشته باشه و هممون در زمینه هایی جاهل محسوب میشیم .

دو  تا نکته : اول این که جهالت صفت غیر مودبانه ای از نظر من نیست ، البته شاید بهتر باشه هر جای این متن کلمه جاهل رو می بینید اون رو مساوی با کم اطلاع در نظر بگیرید . دوم این که جهالت صفت مطلقا بدی نیست ، جهل بسته به موضوع و محل میتونه بد یا خوب باشه ، برای مثال آگاه نبودن به عرف های یک جامعه که به تازگی در اون قرار گرفتیم یه جهل بد به نظرم هست ، برای نمونه جویدن آدامس در مکان های عمومی در فرانسه کار بسیار بی ادبانه ای هست (در حالی که در کشور ما حتی سر کلاس دانشگاه هم میشه آدامس جوید!) و تصور نگاه های سرزنشگر عابران پیاده در حالی که اطلاع ندارید چرا اینجوری بهتون نگاه می کنند باید خیلی سخت باشه . اما در مقابل بعضی وقت ها جهل در مورد یه موضوع اتفاقا خوب هست ،‌ نمونه معمولیش پنهان کردن فوت شخص از فرزند خردسالش برای جلوگیری از تبعات منفی احتمالی .

 طبق آخرین سرشماری (مربوط به سال ۱۳۹۰) میزان باسوادی در کشور ۸۴٫۸ درصد برآورد شده ، یعنی با کمی اغماض میشه گفت از هر ۱۰ نفر ۹ نفر باسواد هستند ، از طرف دیگه به لحاظ دسترسی به اطلاعات هم با رشد فناوری های ارتباطی ،  ضریب نفوذ اینترنت در کشور طبق آخرین آمارها (مربوط به سال ۲۰۱۷) به ۷۰ درصد رسیده ، و این به این معنی هست که شاید ۱۰ سال پیش میشد ادعا کرد که سانسورهای هدفمند و سلطه صدا و سیما دسترسی آزادانه به اطلاعات رو در کشور مختل کرده و همه به اطلاعات دسترسی ندارند اما امروزه دیگه تقریبا این ادعا سندیتی نداره .

حالا یه نگاه به دور و برتون بندازید ! وقتی همه امکان دسترسی به اطلاعات رو داریم این همه اختلاف نظرهای ۱۸۰ درجه ای از کجا میاد ؟ چطور می تونند دو نفر در مورد موضوعی کاملا در مقابل همدیگه قرار بگیرن ؟ واقعیت اینه که سواد و به تبع اون دسترسی به اطلاعات شرط لازم برای رهایی از جهل هست اما شرط کافی نیست ، برای دست یافتن به دانایی نیاز به تفکر هست ، اطلاعات یکسان در اختیار همه هست ، کسی که این اطلاعات رو تحلیل میکنه ، با توجه به داده های زمانی به مقایسه اونها می پردازه ، شرایط محیطی مختلف رو در نظر میگیره و … یقینا به دانایی خواهد رسید . اما کسی که طوطی وار اطلاعات محدودی رو تکرار میکنه و بر اساس اونها نتیجه گیری و عمل میکنه چطور ؟ آیا این آدم دانا هست ؟ متاسفانه خیر ، این آدم دیگه حتی جاهل هم محسوب نمیشه بلکه یه احمق تمام عیار هست !

1+

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *