چرا نباید محبت ها رو بی پاسخ گذاشت ؟

قبلا در نوشته ای که الان به خاطر ندارم دقیقا کدوم نوشته بوده اشاره ای به موضوع محبت و جبرانش کرده بودم اما ذهنم خیلی وقت ها درگیرش مونده . در اون نوشته اشاره ای کرده بودم به اعتقاد دکتر هلاکویی عزیز در مورد محبت ؛ محبتی که در طلب جبران انجام بشه محبت نیست . هنوز هم معتقدم حتی در یک رابطه ی عاشقانه هم محبت ها در طلب جبران هستند چه برسه به روابط معمول تر . شاید حافظ هم وقتی بیت زیر رو گفته به نوعی میخواسته همین نکته رو بگه :

دلرُبایی همه آن نیست که عاشق بکُشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش

تمام کارهایی که ما انجام میدیم رو میشه به طور کلی در دو دسته آورد ؛ کارهایی که به اختیار انجام میدیم و هیچ وظیفه ای در قبال کسی برای انجامشون نداریم ، و کارهایی که به خاطر پذیرفتن نقش و مسئولیتی خاص انجامشون میدیم ، مثل وظایف شغلی ، وظایفی که بر عهده پدر و مادرها در قبال فرزندانشون هست و بالعکس (شاید نوشتن این بالعکس اصلا درست نباشه ، راستش به اعتقاد من فرزندان در قبال والدین وظیفه ای ندارند چون مسئولیت توام با اختیار هست ، و از اون جایی که به طور خاص در خانواده ای  متولد شدن و فرزند آقای الف و خانم ب بودن و به طور عام «متولد شدن» امری انتخابی نیست و از اختیار ما خارج هست پس وظیفه ای هم نباید به دنبال داشته باشه ) و … . در مورد کارهایی که از سر پذیرش مسئولیت انجام میدیم مشخص هست اما در مورد کارهایی که مسئولیتی برای انجامشون نداریم قضیه متفاوت هست .

در انجام هر عمل اختیاری محبت آمیز نسبت به دیگری در درجه اول همه ما به دنبال خیر و صلاح خودمون هستیم ، ارضای نیاز به بهتر بودن ، نیاز به محبت کردن و تجربه حس خوب بودن اما اگه این عمل با واکنشی که موید هدفمون نباشه مواجه نشه به سادگی دیگه اون عمل تکرار نخواهد شد . کسی که برای ما احترامی خارج از عرف قائل میشه و یا به هر شکلی در حق ما محبتی انجام میده بیشتر از اون که توقع جبران داشته باشه انتظار درک شدن و فهمیده شدن اون محبت رو داره ، گاهی فقط ارسال یک پالس کوتاه از طرف ما به فرد محبت کننده مبنی بر این که محبتت رو متوجه شدم و دریافت کردم برای اون معنی خیلی بزرگی داره ،‌ اون معنی بزرگ سرخورده نشدن و تداوم محبت هست . شاید به هر دلیلی اهل محبت کردن نباشیم اما بیاید دیگرانی که محبت می کنند رو با انگیزه نگه داریم .

0

7 پاسخ به “چرا نباید محبت ها رو بی پاسخ گذاشت ؟”

    1. توقع جبران محبت در بین آدم ها چیز غیر قابل انکاری هست ، اونچه که متفاوت هست سقف محبته ، شاید با جواب دادن به سوال زیر منظورم رو بهتر متوجه بشید :
      تا کِی به محبت کردن در حق کسی که اعتنایی به محبتتون نداره ادامه میدید؟

      0
  1. دربیشتر مواقع شما بدون توقع محبت حالتون بهتره غیر از اینه؟
    شما به یک نفر نابینا کمک می کنید از عرض خیابون عبور کنه. اون آدم رو نمیشناسید. ولی مطمعنم این محبت بیشتر از اون آدم حال خودتون رو خوب می کنه.
    اینکه با ی محبت ساده حالتون خوب میشه دلیل کافی نیست برای ادامه این محبت؟

    1+
    1. مطمئنا اگه رضایت درونی درکار نباشه ما محبت نمی کنیم ، نه تنها در این مورد حتی رضایت درونی باعث میشه ما کاری رو که در قبالش قراره مزدی هم دریافت کنیم انجام ندیم یا با تردید انجام بدیم
      اما شاید با تصور این شرایط منظور من رو بهتر متوجه بشید ، فرض کنید امروز فرد مسن یا نابینایی رو از خیابون رد می کنید بعد از گذشتن از خیابون طرف بدون کوچکترین تشکر حتی لفظی ازتون دور میشه ! آیا فردا که باز کنار خیابون هستید و با فرد مسن یا نابینای شماره ۲ مواجه میشید به همون اندازه دیروز انگیزه برای کمک کردن بهش دارید ؟ من میگم روز دوم هم حتی شما همون انگیزه رو دارید اما بیاید یه کم بریم جلوتر . امروز روز دهم هست و شما دهمین فرد نابینا رو از خیابون رد کردید و باز هم مثل روزهای قبل هیچ تشکری نشنیدید ، آیا در روز یازدهم به اندازه روز اول انگیزه دارید ؟
      من حدودا یه هفته پیش این سوال رو به صورت یک نظرسنجی از کسانی که حساب اینستاگرام من رو فالو می کنند پرسیدم . «به محبت کردن در حق کسی که قدر محبت شما رو نمیدونه ادامه میدید؟» . حدس می زنید نتیجه چی بود ؟ ۵۲ نفر در نظرسنجی شرکت کردند و ۴۷ درصد اونها یعنی تقریبا نصف شرکت کنندگان گفته بودند «نه» .
      البته نکته مهمتری در پست من هست که شاید به اون دقت نکردید ، من وقتی این متن رو می نوشتم خودم رو گذاشته بودم جای کسی که بهش محبت میشه و نه کسی که محبت میکنه . من از هر کسی که در حقم محبتی داشته باشه قدردانی می کنم چون نمیخوام با قدرنشناسی زنجیره محبت اون آدم قطع بشه ، سعی می کنم جبران کنم تا دیگران هم از محبت اون فرد برخوردار بشن و هیچوقت از محبت کردن دلسرد نشه .

      0
  2. نمیدونم چرا اینقد ادم ها رو سیاه می بینید. توی اون ده روز و بین اون ده نفر حتما یکی هست که بجای تشکر فقط ی لبخند بزنه بهم. ی مادر پیری که فقط بگه پیرشی دخترم. همین ی نفر و همین ی جمله کافیه برای اینکه اون ۹ نفر دیگه رو فراموش کنم.

    1+
    1. آدم منفی نگری نیستم و یقین دارم توی اون ده روز مطمئنا نه یکی بلکه چندین نفر و شاید همشون به نوعی تشکر میکنن ، من فقط فرضی رو مطرح کردم تا جواب دادن به این سوال که «آیا تا همیشه به محبت کردن در حق کسی که قدردان محبت نیست ادامه میدیم؟» رو برای شما از پاسخ آنی و شتابزده به پاسخی از روی تامل تبدیل کنم .

      0
  3. البته منم تا حدی شاید باهاتون موافق باشم. منم خیلی وقتا خیری تو محبت کردن ندیدم نمیگم خیلی ادم با محبتی هستم نه. حتی الان خیلی وقتها پشیمونم که به بعضی ادمها محبت کردم. منظورم این نیست که کار شاقی براشون انجام دادم. من اگر برای یک نفر وقت میزارم این رو محبت خودم میدونم و اون فرد رو لایق اون زمان. و الان پشیمون برای همون چند دقیقه چند روز و گاهی شاید چند ماه… با همه اینها محبت کردن رو دوست دارم حتی بدون عکس العمل از طرف مقابلم. شاید همین باعث شده سه سال توی محل کارم دووم بیارم.

    1+

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *