من کی هستم؟

به گمونم دبیرستانی بودم ، یک روز صبح موقع عبور از کنار آینه مکث کردم ، به سمت آینه برگشتم و به تصویر توی آینه زل زدم ، کسی که توی آینه به چشمام خیره شده بود غریبه ترین آدمی بود که می شناختم ، انگار هیچوقت و هیچ کجا…