هفتنامه ۱ – جمعه ۲ اسفند ۹۸

۱-کرونا ؛ روز شنبه که به این موضوع فکر می کردم که در مورد کرونا بنویسم هنوز خبر تایید شده ای در مورد حضور کرونا در ایران وجود نداشت ولی حالا هست و وزارت بهداشت فوت دو نفر رو بر اثر این بیماری تایید کرده و خب خودتون بهتر از من می دونید که دو نفر فوتی بر اثر این بیماری میتونه به معنی ابتلای احتمالی چندین نفر باشه (تازه اگه این دو نفر واقعا همین دو نفر باشه و بیشتر از اینها نباشه) .
بگذریم ، شاید شایع شدن بیماری کرونا در کشور فرصتی باشه برای تمرین همدلی و زندگی مسئولانه ، جدا دوست دارم یک وقتی به بهانه ای در مورد زیست مسئولانه بنویسم ، شیوه و سبکی از زندگی که به صورت فردی تعریف نشده باشه و جامعه نگرانه زندگی کردن در اون ارزش باشه ، جامعه ی واقعی‌ها ، نه جامعه ی پاره پاره ای که به شهری و روستایی ، کوتاه و بلند ، پولدار و فقیر ، سیاه و سفید ، زن و مرد و … تقسیم شده باشه . این روزها فکر می کنم لازم باشه دوباره برگردم به «رمان طاعونِ» آلبر کامو تا یادم بیاد که باید منتظر بروز و ظهور چه رفتارهایی در مردم مملکتم باشم .

۲-این هفته یک استوری اینستاگرامی به این مضمون منتشر کردم که « هر کسی که پست یا استوری اینستاگرامی در زمینه تبلیغ انتخابات بذاره آنفالو خواهم کرد» (البته مودبانه تر از این چیزی که اینجا نوشتم) ، یکی از دوستان و هم خوابگاهی های دوران ارشد ریپلای زد که «یادم نرفته تو انتخابات مجلس قبلی چقدر زور زدید واسه لیست امید و خوشحال بودید از رای آوردنشون» ، طبعا هر آدمی به مرور زمان اعتقاداتش تغییر میکنه و همیشه بر یک عقیده نمیمونه ، براش نوشتم که تغییر رو ولو بدتر شدن باشه به سکون و گندیدن ترجیح میدم و البته خاطرنشان کردم که من از راه خیلی دور و درازی اومدم و به اینجایی که الان هستم رسیدم ، مطمئنا اگه کسانی مثل این دوست عزیز بدونند که من ده سال پیش چه عقایدی داشت بیشتر هم شوکه خواهند شد . زیاد نگران این نباید بود که مردم در مورد گذشته ی تو چه قضاوتی می کنند ، اگه برای این چیزی که امروز هستی استدلالی داری کفایت میکنه ، مهم هم نیست که فردا با استدلالی متفاوت به نتیجه ای برسی و راهی رو بری که امروزت رو نفی میکنه ، مهم اینه که هر روز برای بودنت و برای چگونه بودنت استدلال و تحلیلی داشته باشی .

۳-اول سال یک جفت کفش خریدم که با دو سه دفعه استفاده چسب کنارش باز شد و چند ماهی خاک خورد و فرصت این رو هم نداشتم که بدم برای تعمیر ، چند روز پیش که سعید اومده بود خونه صحبتش شد گفت یه کفاش خوب سراغ داره ، یه روز کفش رو گذاشتم تو ماشین و رفتم دنبال سعید تا آدرس کفاشه رو بهم یاد بده ، وقتی که رسیدیم دیدم یه منزل مسکونی هست و یه پیرمرد و پیرزن اونجا بودن ، سن پیرمرد حدود ۷۰ تا ۸۰ به گمونم بود و خب ناراحت شدم که آدمی تو این سن باید برای گذران زندگی هنوز کار کنه ، از طرفی هم خوشحال شدم که جای خوبی واسه تعمیر کفش رفته بودم ، در مورد هزینه ش هم چونه ای نزدم و توصیه می کنم اگه چنین افرادی رو سراغ دارید حتما کارتون رو بسپرید بهشون ، علاوه بر کمک مالی که به فرد میشه به لحاظ روحی هم سلامت سالمندهایی که کار می کنند و درآمد دارند در وضعیت بهتری هست . اگه اهل بیرجند هستید و کفشی دارید که نیاز به تعمیر داره کامنت بذارید آدرس این کفاش دوست داشتنی و عزیز رو براتون بفرستم .

۴-خودتون برای روابطتون تصمیم بگیرید ، نه این که نظر دیگران براتون مهم نباشه و بهش توجه نکنید ، نظر دیگران فقط باید نظر و مشورت باشه ، اونی که در نهایت تصمیم میگیره در رابطه ای بمونه باید خودتون باشید ، با کسی نمونید صرفا چون فلانی گفته و یا رابطه تون رو با کسی قطع نکنید چون صرفا فلانی اینطور گفته و اینطور میخواد . فکر می کنم این که خودتون رو به خاطر بودن یا نبودن با کسی سرزنش کنید هزاران بار بهتر از این باشه که کس دیگری رو مقصر بدونید و نتونید سرزنشش کنید .

۵-هیچ کس بیشتر از خود شخص میتونه برای خودش ارزش قائل باشه ؛ نتیجه ی ضمنی : برای هیچ کس بیش از اون مقداری که خودش برای خودش اهمیت قایله ، اهمیت قایل نشید . بارها دیدم و می بینم که کسی به فکر سلامتیش نیست اما اطرافیان خودشونو به آب و آتیش می زنند تا مراقبش باشند ، کاش بدونند که هیچ فایده ای نداره . اصولا منِ نوعی اون درجه ای از اهمیت دادن به سلامتیم رو از طرف دیگران که بیشتر از اونی باشه که خودم برای سلامتیم قایلم رو نمیتوم بپذیرم . سعی کنید برای دیگران نقش مادر و پدر رو بازی نکنید کما این که مادر و پدرها هم می دونند چقدر نگرانی هاشون (که البته از سر محبت هست) بی فایده هست و توسط فرزندان نادیده گرفته میشه .

۶-پنجشنبه رفته بودم پمپ بنزین تا ۴ لیتر بنزین بگیرم واسه نقاش نرده ها ، بعد پر کردن ظرف تا اومدم کارت بکشم پمپ چی با اخم گفت مگه نمیگم کارت بانک ملی جواب نمیده ؟ عذرخواهی کردم و گفتم متوجه نشدم و کارت دیگه ای هم ندارم ، تو ماشین هم پول نقد اصلا نداشتم ، بعد از کلی خواهش بنزین رو داد تا من برسونم دست نقاش ولی گفت تو هم نمیای همونطور که بقیه وعده میدن  و دیگه پشت سرشونم نگاه نمیکنن . به حرفش فکر کردم ، شاید اگه قبلی ها سر قولشون مونده بودن و پول بنزین رو آورده بودن این بنده خدا به من هم اینقدر سخت نمی گرفت و مجبور نبودم اینقدر خواهش کنم تا بتونم بنزین رو بگیرم . برمگیردم باز به پاراگراف ۲ ، اگه ما به زیستِ مسئولانه متعهد بودیم بیشتر سر قولهامون می موندیم چون مطمئنا این رو هم در نظر می گرفتیم که بدقولی من نتیجه ش بی اعتمادی به هم نوعِ من خواهد بود . (همون روز قبلِ پایان شیفت خودمو رسوندم پمپ بنزین و بدهیم رو دادم )

۷-هر آدمی نیاز به خلوتی داره ، هر آدمی !!! ضرورت یک خلوت شخصی رو در محیط خونواده جا بندازید و به فکرش باشید . برای پرورش خودتون و افکارتون لازمه روزی از ماه یا چند صباحی از سال رو بزنید به دل عزلت و بی سر و صدا و با خودتون تنها باشید .

بازدیدها: 8

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همایون اسلامی هستم ،  رسمی ترین فعالیت این روزهای من دانشجویی است . افکار ذهن آشفته ام رو می نویسم و امیدوارم قرابتی بین نوشته های من و نگفته های خودتون احساس کنید .

آی‌دی کانال تلگرامی من :

hoseineslami_ir

و بگذار دیگران طور دیگر بیندیشند . من بر این باور نیستم که چارچوبه ی تکلیف مقام ما چندان تنگ باشد که بتوان از پس هر موعظه ای دست بر زانو نهاد و نشست ؛ آن سان که گویی تکلیفمان را به جای آورده ایم …

حال و هوای این روزهای من

معمولا وقتی آهنگ خوش ریتم و گوش نوازی میشنوم چند روزی درگیرش می مونم ، گاه گداری (اگه هواس پرتی مانع نشه) بعضی هاش رو میذارم اینجا شما هم گوش بدید .

(مادامی که روی دکمه پخش کلیک نکنید موسیقی بارگذاری نخواهد شد)

«آرشیو آهنگ هایی که تا امروز در این قسمت قرار گرفته»