برشی تلخ از یک روز سخت

بعد از چند روز انتظار رفتم تعمیرگاه و ماشین رو تحویل گرفتم ، تقریبا هر چی پول در بساط داشتیم هزینه کرده بودم واسه تعمیرش ، استارت زدم روش شد و حرکت کردم ، چهارراه اول چراغ سبز بود و رد شدم ، چهارراه دوم چراغ قرمز بود ، منتظر موندم و با سبز شدن چراغ حرکت کردم و پیچیدم به سمت چپ ، دویست متری بیشتر نرفته بودم که ماشین به پت پت افتاد و چند ثانیه بعد خاموش شد ، دیگه اصلا حواسم نبود به چراغ بنزین ماشین ، به زحمت ماشین رو تو ایستگاه اتوبوس پارک کردم (با امید به این که این موقع شب و تو این مسیر اتوبوسی دیگه نباشه) . گوشیمو از جلوی داشبورد برداشتم تا زنگ بزنم سعید بنزین برسونه ، کلید پاور رو فشار دادن همانا و خاموش شدن گوشی همانا ، گویا این یکی هم بنزین تموم کرده بود ، مچم رو چرخوندم تا ببینم ساعت چنده که یادم اومد مچ بندم هم پیش از ظهر شارژش تموم شده و خاموشه .

با دو تا دست کوبیدم روی فرمون و با تمام قدرتی که برام مونده بود فریاد زدم …

بازدیدها: 13

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حسین اسلامی هستم ،  بی هدف افکار ذهن آشفته ام رو می نویسم و امیدوارم قرابتی بین نوشته های من و نگفته های خودتون احساس کنید .

و بگذار دیگران طور دیگر بیندیشند . من بر این باور نیستم که چارچوبه ی تکلیف مقام ما چندان تنگ باشد که بتوان از پس هر موعظه ای دست بر زانو نهاد و نشست ؛ آن سان که گویی تکلیفمان را به جای آورده ایم …

کانال تلگرامی من

آدرس

hoseineslami_ir
لینک کانال

حال و هوای این روزهای من

معمولا وقتی آهنگ خوش ریتم و گوش نوازی میشنوم چند روزی درگیرش می مونم ، گاه گداری (اگه هواس پرتی مانع نشه) بعضی هاش رو میذارم اینجا شما هم گوش بدید .

(مادامی که روی دکمه پخش کلیک نکنید موسیقی بارگذاری نخواهد شد)

«آرشیو آهنگ هایی که تا امروز در این قسمت قرار گرفته»